خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

سپیدار درختی برگریز است که برگ‌هایش پیش از ریزش،رنگ طلائی روشن تا زرد به خود می‌گیرند
ریشه هایی بسیار قوی و نفوذگر دارند...
**********
سپیداری که به باران می پیچد
عاشق باران نیست
می خواهدمسیرآسمان راپیداکند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
پنجشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۳۱ ب.ظ

ایستاده در غبار

بالاخره " ایستاده در غبار " رو دیدم

امروز از همون نماوا

حتم داشتم "احمد متوسلیان" یه جایی شهید میشه.جایی آخر داستان 

و منتظر بودم!

اما اون ادم یه جایی تو زمان گم شد! و شاید دلیل ساختن این فیلم همین تمایز ایشون با سایر شهدا بود که باعث شد ب تصویر کشیده بشه

بعقیده ی من این سخت تر از شهادته!

شاید احمد متوسلیان توانشو داشته که انتخاب شده برای داشتن چنین سرنوشتی!

کسی که حاضر نشد برای درمان پای شکستش که گلوله خورده بود بیهوش بشه!! که مبادا تو بیهوشی اطلاعات و لو بده...

شاید هنوز زنده است ولی تو این سی و اندی سال چی بهش گذشته؟؟


ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.