خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

سپیدار درختی برگریز است که برگ‌هایش پیش از ریزش،رنگ طلائی روشن تا زرد به خود می‌گیرند
ریشه هایی بسیار قوی و نفوذگر دارند...
**********
سپیداری که به باران می پیچد
عاشق باران نیست
می خواهدمسیرآسمان راپیداکند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
جمعه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۳۳ ق.ظ

یه روز دیگه بدون تو!

سالها بود خونه ش هیچ مهمونی نگرفته بود! حالا به هر دلیلی!

امسال بعد مدتهاافطار همه اونجا بودیم

** حیف تو نبودی..

در حین افطار خانومها به این نتیجه رسیدن مردارو همه رو بندازن تو دریا که ماهیا بخورن!

جمع زنانه مردانه ناخودآگاه جدا شده بود!

از مهمونیای خاله زنکی هیچ خوشم نمیاد!

کمی که نشستم به هوای عمو و شوهرعمم رفتم پیششون و خودمو از خزعبلاتی که داشت وسط میومد خلاص کردم!

و البته ظاهرا دردسری از قبل تراشیده شده برای خودم دست و پا کردم!

حرفی بود ک قبلا زده شده و قولشو داده بودم اما فراموش شده بود!

فکر میکنم این ماه رمضون حسابی باید استراحت واز فرصتم استفاده کنم چون بعدش بقدری کارم زیاد میشه که دیگه کمتر رویت بشم!


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۱۹
سپیدار

نظرات  (۱)

بسلامتی مبارکه
مردا از خداشونه بندازنشون تو دریای تایلند
پاسخ:
یکم به فکر آخرتتون باشین استاد

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.