خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

سپیدار درختی برگریز است که برگ‌هایش پیش از ریزش،رنگ طلائی روشن تا زرد به خود می‌گیرند
ریشه هایی بسیار قوی و نفوذگر دارند...
**********
سپیداری که به باران می پیچد
عاشق باران نیست
می خواهدمسیرآسمان راپیداکند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
يكشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۲۷ ق.ظ

کنسلی های یک شنبه

صبح تا حالا دوتا برنامه کنسل شد

اولی یه قرار داشتیم بعد از ظهر که به نظرم خیلی بیخود بود از اولشم و صبح با اس ام اس همکارم لغو شد

دومی کلاس ورزشم بود که رفتم دیدم دارن میرن اردو و منم برگشتم خونه. خانومه گفت خبر بده خونه بیا بریم گفتم نه بابا با این حالم ترجیح میدم برم خونه استراحت کنم.گرچه که تا همین الان مشغول بودم و بعدم باز باید برم بیرون

سومیم اگر کنسل بشه که دیگه خیلی خوبه

میخواستم ثبت نام کنم برا ترم جدید خانومه میگفت امروز دوشنبه اس من میگفتم سه شنبه! اخرش از رو تقویم نگاه کرد گفت آره سه شنبه اس.. تو راه یادم اومد امروز یکشنبه اس 

اون مسابقه هم که قرار بود بریم احتمالا لغوه که اینم باعث خوشحالیه! گفتن قراره با اتوبوس ببرن!!! منم گفتم نمیام و بقیه هم


تو رستوران چندتا پیرزن و خانم مسن بودن که اونجا رو رو سرشون گذاشته بودن.تیپ و ارایشاشون که از من بروزتر بود! بلند بلند قهقهه میزدن و حرف میزدن و شوخیای +18 میکردن! جدا از شنیدن بعضی حرفاشون من خجالت میکشیدم.. فوش بهم میدادن و ... خیلی زشت و زننده بود

جدیدا اسم جلف بازی و رفتارای سبک و زننده رو گذاشتن " کودک درون" و هر کیم هر کار خارج از عرف یا غیر معمول و دور از سنش انجام میده میگن چقد سر زنده است و دلش جوونه و کودک درونش فعاله!! اینم ازون خزعبلاتیه که برای توجیه رفتارای غلط به جای قبول واقعیت و رشد شخصیت درونی جا انداختن. خیلی دیدم خانومهای مسن یا پیر که باهم گردش و تفریح میرن ولی سن و سالشونم فراموش نمیکنن و اینقدر ادا اطوارای زننده از خودشون نشون نمیدن

یادمه رستوران احسان که یکی از رستورانای شناخته شده ی شهر هست چندباری که رفتیم چندتا خانوم پیر بودن که خیلیم شیک و مرتب بودن و همه ی خدمه اونجا هم میشناختنشون در نهایت متانت و سنگینی اونجا دور هم جمع میشدن و معمولا هم سوپ و سالاد و اینجور چیزا میخوردن. اینقدر دوست داشتنی بودن که دلت میخواست بری پیششون بشینی


دنبال کتابی به اسم "پس از تو" بودم نوشته ی "جوجو مویز" که قبلا فیلم کتاب قبلی به نام " من پیش از تو " رو دیده بودم و جالب بود . یه کتاب با همین نام دانلود کردم ولی تا شروعش کردم دیدم یه رمان ایرانی مزخرف و سراسر پرت و پلاهاییه که تماما نه تنها از فرهنگ ما دوره که از واقعیت هم فرسنگها فاصله داره تا جایی که میتونم بگم اینا فقط توهمات زاییده فکر یک دختر بچه ی ۱۴ ساله است نه یک خانم بالغ! کتاب و که تا آخر نخونده پاکش کردم ولی متاسفم که چنین اراجیفی در اختیار دختر و پسرای کم سن و سال ما قرار میگیره و باعث میشه مدام تو رویا باشن و فکرشون رشد نکنه. نمیدونم اون نویسنده با چه رویی اسمشو پای این چرت و پرتا مینویسه!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۱۲
سپیدار

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.