خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

سپیدار درختی برگریز است که برگ‌هایش پیش از ریزش،رنگ طلائی روشن تا زرد به خود می‌گیرند
ریشه هایی بسیار قوی و نفوذگر دارند...
**********
سپیداری که به باران می پیچد
عاشق باران نیست
می خواهدمسیرآسمان راپیداکند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
سه شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ۰۷:۴۲ ب.ظ

جامدادی جان

صبح جاتون خالی با دوست جان رفتیم حرم. بعدشم رفتم کتابخونه ی حرم برای عضویت که یه برکه بهم داد برای گدر از هفت خان رستم و تهیه مدارک مورد نیاز. کنارش یه فروشگاه کتاب و لوازم فرهنگی داشت. کتابایی که برای بچه ها بودن و اسباب بازیاش خیلی جالب بودن! به نظرم درصد لوازم و کتابای مفیدش نسبت به جاهای دیگه ک دیده بودم بالاتر بود. یه کتاب برای بچه ها برداشتم که خیلی جالبه .5-6 صفحه است .صفحاتش مقواییه و عکسای قشنگ و رنگی داره.یک طرفش شعر نوشته و رو بروش عکسش کلا پازله

خیلی خوشم اومد و بعد تصمیم گرفتم بخرمش برا تولد برادر زادم که یک ماه دیگست. به جای عروسک و گل سرای رنگارنگ که خیلیم داره جای بازیای فکری و کتاب و پازل خالیه

بعدم رفتیم کمی جلوتر که روبروی پارچه فروشی پارک کنیم ولی اصلا جا نبود حتی خیلی دورترشم نبود طوری که دیدیم کلا ازون منطفه باید خارج بشیم!

رفتیم پاساژ مورد نظر که اونجا هم بشدت شلوغ بود و یهو یه جای خالی دیدم و سریع رفتم توش اونم بشیوه ی همشهریای گرامی! بدون راهنما و یهویی! حالا باید دنده عقب میرفتم که قشنگ جا بشم و از وانت جلویی که در حال بارگیری بود و جلوی پلم بودیم برم کنار ولی دنده عقب قرقی جان نمیدونم یهو چش میشه که جا نمیافته ؟! 

یه صحنه خلاص کردم یکم رفت عقب بعد دوستم هی خودشو تکون میداد که ماشین بیشتر بره عقب :-| که البته نرفت..راننده وانته ام به ما تیکه مینداخت و میخندید -_- اوصاعی بود تا بالاخره رفت و ما رفتیم جاش پارک کردیم

قبلشم البته یه جا میخواستیم پارک کنیم که از بس دنده جا نیافتاد یکی اومد زد و مام بعد کلی تقلا به راهمون ادامه دادیم

تو پاساژ بعد از خرید وسایل مورد نیاز اول قصد داشتم برا بچه های مدرسه شنام گل سر بگیرم.. ولی اصلا به دلم نبود.. خب یکی موهاش کوتاهه یکی بلنده یکی کوچیکه یکی بزرگتره... تا که دوست جان پیشنهاد لوازم تحریر داد و چقدم خوب بود. رفتیم بیرونش یه لوازم تحریری بود با قیمت مناسب فقط جامدادی پارچه ای داشت که البته بدم نبود

عکس زیرم کادوهاییه که خریدم و تو هر کدوم یه شکلات گذاشتم و بعد کادو کردم

و کلا تصمیم گرفتم بعد از این برای هر کسی خواستم هدیه بگیرم مخصوصا بچه ها لوازم تحریر و کتاب بگیرم!



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۱۴
سپیدار

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.