خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

سپیدار درختی برگریز است که برگ‌هایش پیش از ریزش،رنگ طلائی روشن تا زرد به خود می‌گیرند
ریشه هایی بسیار قوی و نفوذگر دارند...
**********
سپیداری که به باران می پیچد
عاشق باران نیست
می خواهدمسیرآسمان راپیداکند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
يكشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۳ ب.ظ

گربه های مجرم

پری روز طبق معمول صبح ساعت ۷:۳۰ رفتم تو حیاط به قصد یکساعت پیاده روی

یکی دو دور که زدم و به درخت انجیر رسیدم(این درخت نزدیک در حیاطه و اون قسمت حیاط بین دیوار و باغچه مثل یه کوچه باریکه در حدی که دو نفر رد شن باید کج شن که بهم نخورن) این درخته ام که شاخ و برگش زیاد و فاصلش تا دیوار کمتر... یهو با یا گربه ی سیاه ابرو سفید فیس تو فیس شدم! چند لحظه در فاصله نیم متری (اون رو درخت و من رو دوتا پام) بهم زل زدیم و یهو من فرار کردم و فوششم دادم که منو ترسوند! گربه رفت رو دیوار ولی ازونجا که ایرانیت داره نتونست بره اون طرف اما هیچ حرکت رو به جلو و عقبیم نداشت! بعد دو دور که دیوم همونجاست گفتم یهو نپره رو سرم! که چشمم افتاد به یه گربه سفید و زرد و قهوه ای روشن که داشت برا این دهن دره میکرد از اون یکی دیوار!!

گفتم یا خدا اینا الان دعواشون میشه میافتن رو سر من بدبخت! این بود که در اکو سیستم دخالت کرده و گربه سیاه ابرو سفید و ترسوندم تا حرکت کنه و ارونجا دور شه!

دور شدنش همانا و پریدنشون بهم همان.. با همون صداهای وحشتناکی که گاها از برخورد دو گربه در حال زوزه کشیدن شنیده میشه. ازون صداهای گوشخراش و البته دلخراش! با چاشنی ناله مانند!!

به هر حال اون گربه روشنه حسابی مغلوب شد! گرچه که جایگاهشون طوری بود که من اوایل فقط دوتا سر میدیدم و یه دم و اواخر فقط یه سر که اونم متعلق به گربه سیاه بود!

این بود که نمیفهمیدم دقیقا چه اتفاقی در حال رخ دادنه!؟ اینکه هر دو گربه نر بودن و گربه سیاهه داشت اونو له و لورده میکرد یا اینکه روم به دیوار نر و ماده بودن و سیاهه...بوووووق!!

ولی هرچی بود اون گربه روشنه حقش بود!! آخه یکی نیس بگه خب بی عقل توکه عرضه نداری جلوش وایسی بیخود میای سر راهشو میگیری و شاخ و شونه میکشی!!

بعد از دقایقی گربه سیاه حریف و رها کرد و رفت بالای بوم و در حالی که ژست بادی بیلدینگی به خودش گرفته بود سری تکون داد و برای آخرین بار نگاهی به قربانی انداخت و بعد خیلی با ارامش محل و ترک کرد! یکمم موهای تنش و پوش داده بود!! 

بعد نیم ساعتم قربانی از جاش بلند شد و در صحت و سلامت خیلی ریلکس در جهت مخالف به راهش ادامه داد!! و من موندم و کلی سوال بی جواب!!

گرچه وسط حادثه ی مزبور به سرم زد یه چیزی پرت کنم سمتشون بلکه کلا ازونجا دور شن ولی اولا ترسیدم دراون حالت وحشیانه منو هدف قرار بدن و دوما دیدن بهتره در اکوسیستم جانوران مداخله ننمایم!


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۲۳
سپیدار

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.