خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

سپیدار درختی برگریز است که برگ‌هایش پیش از ریزش،رنگ طلائی روشن تا زرد به خود می‌گیرند
ریشه هایی بسیار قوی و نفوذگر دارند...
**********
سپیداری که به باران می پیچد
عاشق باران نیست
می خواهدمسیرآسمان راپیداکند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۴ ب.ظ

سختیهای چندگانه ی دنیا

یکی از سخت ترین کارا هم اینه که بتونی به مامان و بابات بقبولونی هیچ دلیل درونی و بیرونی برای ازدواج در خودت نمیبینی!!!!!

خب البته اینو که بهیچ عنوان نمیشه به زبون آورد. گفتنش با کفر برابره و عواقب سنگینی به دنبال داره... ولی واقعا چطور میشه فهموند که تو زندگیت هیج احساس کمبود و ناراحتی نداری؟؟؟ حرفای دیگران کوچکترین ارزشی برات نداره!!! از اینکه بین اینهمه دخترای فامیل و دوست و آشنا که کوچیکتر از تو ان و مادر شدن ، مجرد موندی هیچ ناراحتی و غصه ای نداری؟؟؟؟

واقعا چطور میشه بدون بحث و دلخوری در این مورد حرف زد با پدر و مادری بشدت سنتی که همچنان در سن ۳۱ سالگی دخترشون معتقدن هرکی زنگ زد باید بیاد بببنیش؟؟؟؟!!!!! چه جوری میشه بگی ازین رفت و آمدای وقت گیر و بیخود حالت بهم میخوره نه به این دلیل که به جایی نمیرسه! بلکه به این خاطر که از اولشم کششی به این موضوع نداری.. 

این نشدنی ترین کار دنیاست!!! 

کاش هیچ کسی دیگه زنگ این خونه رو نزنه تا مامانم کمتر از من دلخور بشه

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۱۸
سپیدار

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.