خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

سپیدار درختی برگریز است که برگ‌هایش پیش از ریزش،رنگ طلائی روشن تا زرد به خود می‌گیرند
ریشه هایی بسیار قوی و نفوذگر دارند...
**********
سپیداری که به باران می پیچد
عاشق باران نیست
می خواهدمسیرآسمان راپیداکند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
دوشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۲:۵۴ ب.ظ

سوء تفاهمات اجتماعی

داشتم میرفتم باشگاه و یکمم دیرم شده بود طبق معمول..با سرعت تو پیاده رو میرفتم که تا رسیدم به در خونه همسایه درشون باز شد و پسر همسایه که همبازی دوران کودکی بود در آستانه در قرار گرفت.. چون با سرعت داشتم میرفتم مکث نکردم و رد شدم و یهو یه چیزی تو مغزم جرقه زد که خب زشته همینجوری راهتو بگیری و بری و در همون حین رد شدن بسرعت سلام کردم و جوابم شنیدم البته 

همه چیز در کسری از ثانیه اتفاق افتاد

بعدش تمام مسیرو تا باشگاه به یاد خاطرات شیرین کودکی از روز واکسنی که با همین همسایه با هم رفتیم در ۷ سالگی زدیم و بعدش من تا ۲۱ سالگی هنوز دردشو حس میکردم! تا وقتایی که هز مدرسه یکراست میرفتم خونه شون و شاهزاده بازی و .... طی کردم و حقیقتا کامم شیرین شد

در علت تعلل در سلام کردن باید برگردیم به یکسری مسائل تربیتی که ریشه در تفکرات بسیار گذشته داره

وقتی بچه بودم《 و شاید البته این تجربه خیلی از هم نسلای من باشه》بچه اون زمان زیاد بود و همین باعث میشد به اندازه بچه های الان که هیچ یک سوم اینم بهمون توجه نشه

ما بچه هایی بودیم که با همه پرروییمون بازم کم رو و خجالتی بودیم《پررویی و کم رویی قطعا نسبت به بچه های این دوره فرق میکرده》خیلی وقتا تو همهمه و شلوغیا صدای سلام کردن مارو کسی نمیشنید و جواب نمیداد و بعضیا هم کلا فازشون این بود که به بچه ها اصن محل نمیذاشتن و نادیده میگرفتن!! از جمله مصادیقشم خورشت گردن مرغ تو مهمونیا بود که مختص بچه ها بود!! این تجارب بارها و بارها تکرار شد تا اینکه خیلی از ماها یاد گرفتیم که چون بچه ایم دیده نمیشیم و جواب سلاممون داده نمیشه

بعدها هم که بزرگتر شدیم و ازونجایی که دختر بودیم یاد گرفتیم که یه دختر نباید با پسرا حرف بزنه و تو ذهنمون سلام و احوالپرسیم با حرف زدن یکی بود.. خلاصه با همین تفکر اشتباه بزرگ شدیم و فکر کردیم دختر خوب بودن و سنگین رنگین بودن یعنی نه با هیچ مردی حرف بزنی نه حتی جوابشو بدی و... نتیجش هم این شد که ما آدمای خجالتی بار اومدیم که از نظر دیگران گاها غیر اجتماعی و بی ادب شناخته شدیم! و متاسفانه هنوزم بعضی ازون تصورات واهی ته نشینهایی داره که یه آن با خودت فکر میکنی الان اگر به فلانی سلام کنم یا احوالپرسی چه فکری ممکنه با خودش بکنه؟ و آیا دچار سو تفاهم میشه؟


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۲۱

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.