خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

سپیدار درختی برگریز است که برگ‌هایش پیش از ریزش،رنگ طلائی روشن تا زرد به خود می‌گیرند
ریشه هایی بسیار قوی و نفوذگر دارند...
**********
سپیداری که به باران می پیچد
عاشق باران نیست
می خواهدمسیرآسمان راپیداکند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رمان خارجی» ثبت شده است

جمعه, ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۴۱ ب.ظ

پس از تو

رمان "پس از تو" نوشته "جوجو مویز"

رمان بدی نبود ولی بیشتر به درد فیلم میخورد تا کتاب

دنباله کتاب (من پیش از تو) بود. کتاب اول و نخوندم ولی فیلمشو دیدم البته بعدها فهمیدم کتاب بوده! 

از دید فنی هرچند که اینکاره نیستم اما کار نویسنده حرف نداره اما خب این رمانای تخیلی اون چیزی نیستن که منو اغنا کنن 

جلد اول ، قهرمان داستان دختریه شوخ و شنگ که پی کار میگرده و نهایتا پرستار پسری به اسم ویل میشه که فلج شده.. عاشقش میشه ولی در نهایت ویل به خاطر وضعیتی که داره خودکشی میکنه اونم توسط یک موسسه مجاز!! کل داستان اتفاقات  و جریانات این آشنایی و نگهداری و در نهایت با مرگ ویل ختم میشه

حالا داستان دوم زندگی این دختر و سایر خانواده ویل هست بعد از مرگش و اینکه چطور با این قضیه تلخ کنار میان در نهایت

نویسنده اونقدر هنر به خرج داده که شما براحتی کتاب و کنار نذارین


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۶ ، ۱۲:۴۱
سپیدار
جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۹ ب.ظ

ملت عشق❤


✔ قاعده بیست و هفتم: این دنیا به کوه می ماند، هر فریادی که بزنی، پژواک همان را میشنوی. اگر سخنی خیر از دهانت برآید، سخنی خیر پژواک میابد. اگر سخنی شر بر زبان برانی، همان شر به سراغت می آید. پس هر که درباره ات سخنی زشت بر زبان راند، تو چهل شبانه روز درباره آن انسان سخن نیکو بگو. در پایان چهلمین روز میبینی که همه چیز عوض شده. اگر دلت دگرگون شود، دنیا دگرگون میشود.

✔ ابتدا باید تنها ماندن در میان جمع را بیاموزد، بعد هم یکی کردن جمع درونش را.
اول میگویی : در دنیا فقط من هستم
بعد میگویی : در من دنیایی هست
و در نهایت میگویی : نه دنیا هست نه من هستم

✔ قاعده سی و یکم: برای نزدیک شدن به حق باید قلبی مثل مخمل داشت. هر انسانی به شکلی نرم شدن را فرا میگیرد. بعضی ها حادثه ای را پشت سر میگذارند، بعضی ها مرضی کشنده را، بعضی ها درد فراق میکشند، بعضی ها درد از دست دادن مال... همگی بلاهای ناگهانی را پشت سر میگذاریم، بلاهایی که فرصتی فراهم می آورند برای نرم کردن سختی های قلب. بعضی هایمان حکمت این بلایا را درک می کنیم و نرم می شویم، بعضی هایمان اما افسوس که سخت تر از پیش میشویم



*** این کتاب باید خورد! خوندن تنها کافی نیست.. خیلی عالی بود و حتما دوباره میخونمش

ماجرای زندگی "الا" خانوم ویراستاری که کتاب ملت عشق برای ویرایش بدستش رسیده . کتابی راجع به شمس و مولوی.. و این خانوم چنان شیفته داستان و نویسنده میشه که مسیر زندگیشو تغییر میده

اما زیباترین قسمتها برای من همون داستان شمس و مولویه که داره پیش میره.. نحوه اتصال و جدایی این دو نفر


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۶ ، ۲۱:۵۹
سپیدار
دوشنبه, ۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۱۴ ب.ظ

بلندی های بادگیر



رمان " بلندیهای بادگیر" نوشته ی "امیلی برونته"

شاید حقیقتا اونقدرا داستان هیجان انگیزی نداشت اما همون چند صفحه ی اول .. خوابیدن آقای  لاک وود توی اون اتاق مخوف و روح سرگردان کاترین که سعی داشت از پنجره داخل اتاق بشه ... منو وادار کرد تا انتها این کتاب چهارصد و خورده ای صفحه رو بخونم! تا ببینم کاترین کی بوده؟ چه سرنوشتی داشته؟ کشته شده یا مرده؟ و ...

بیشتر از اینکه یه کتاب رمانتیک عاشقانه باشه یه رمان ماجراجویانه است و باید بگم صحنه های عاطفی خیلی کمی توش دیده میشه

تو کتاب یه شخصیت مذهبی منفور هست! و شاید القای این موضوع به خواننده میخواد باشه که یک آدم مذهبی لزوما یک آدم ریا کاره! عنوانی که اغلب پشت سر نام اون پیرمرد توی کتاب آورده شده

تضاد طبقاتی هم به شدت تو این کتاب خودشو نشون میده! اینکه ارباب میتونه هر بلایی سر مستخدم و نوکر خودش بیاره! به خصوص تحقیر و توهین از همون کودکی تو ذهن متمولین نقش میبنده و همین مساله هم باعث عمیق تر شدن این شکاف بین دو گروه و پیدایش عقده های حقارت در گروه زیر دست میشه

توجه زیاد به ثروت و دارایی طرف مقابل چیزیه که تو تمام رمانای خارجی بهش برخورد کردم. طوری که افراد قبل از ازدواج محاسبه میکنن زن/مرد مورد نظر چقدر املاک داره و بعد از فوت چقدر ارث میبره؟؟!!

به هر حال به نظرم کتاب جذاب و خوبی بود

تصویر روی جلد کتاب و نمیدونم چیه و تصویر بالا از روی فیلمش برداشته شده


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۶ ، ۲۱:۱۴
سپیدار
جمعه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۳:۰۷ ب.ظ

مادام بواری

رمان " مادام بواری " ماجرای زنیه که همسر پزشک یک دهکده است و شوهرش که البته قبل از این زن بداخلاق و زشتی داشته و زنش مرده اونقدری که تصورشو داست ادم گرم و دلنشینی نیست و با این بهانه ها این زن که قبل از ازدواج مدرسه مذهبی میرفته و مدام به کلیسا رفت و آمد داشته رو به فساد اخلاقی میاره که البته شوهرش به خاطر علاقه ی زیادی که بهش داره هیچ وقت مظنون نمیشه و نمیفهمه تا وقتی که همسرش میمیره و بر اثر اتفاقاتی مرد متوجه میشه...

اونقدرا جذاب نبود ولی خب بدم نبود

به هر حال تا شب کتاب نخونم خوابم نمیبره و البته تمام سعیم هم اینه که با خوندن رمانای مبتذل وقتمو هدر ندم و با تجربه ای که دارم رمانهای خارجی از این ابتذال خیلی دورند لااقل اونچه فرهنگشون هست به نمایش میذارن . که خب قطعا هیچ چیز قطعی و صد درصد نیست اما تو غالب موارد اینطوره


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۰۷
سپیدار
يكشنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۵۷ ب.ظ

فارست گامپ

کتاب "فارست گامپ" عالی بود!

اگه نویسندش ایرانی بود حتما آخرش جنی و فارست و بهم میرسوند!!

جدا که به نویسندش باید دستمریزاد گفت برای خلق این اثر

یک راهنمای کامل از شرایط فرهنگی و اقتصادی سیاسی و نظامی امریکاست 

هیچ وقت احساس خستگی و یکنواختی نمیکنید در حین خوندنش

البته که شاید شما فیلمشو دیده باشید!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۵۷
سپیدار
چهارشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۲۲ ب.ظ

رستاخیز خمار

دوباره روز آخر و یکماه تعطیلی!

بدم نمیومد بعد افطارا شیفت میداشتیم تجربه ی جالبیه ولی خب به دلایلی این استخر همیشه ماه رمضان برای اقایون بوده فقط..

بهدهر حال یکماه از این سردردای لعنتی ناشی از هوای گرم و آلوده به گاز کلر خلاص میشم و برای 3ماه بعدی هم چاره ای جز قهوه ندارم

گرچه که امروز ب نتیجه رسیدم اگر در و پنجره هارو باز کنیم و کمی سرد بشه خیلی بهتر ازینه که ما 4تا بعد از ساعت کاری با سردرد و حالت تهوع ازونجا خارج بشیم


کتاب "رستاخیز" نوشته ی "تولستوی" رو که 630 صفحه بود بالاخره تموم کردم

جالب بود

مربوط میشه به نظام حکومتی و اداری و دادرسی فاسد و به خصوص وضعیت نابسامان زندانها و زندانیا که البته چیزی فراتر از نابسامان باید گفت!

و داستان هم از جایی شروع میشه که پسری ثروتمند به خدمتکار پاک و ساده ی منزل عمه هاش تجاوز میکنه و بعدم برای همیشه ترکش میکنه و دختر که باردار میشه صاحبان خونه به جرم فاسد بودن بیرونش میکنن و ازونجا وضعیتش ب کلی تغییر میکنه و برای گذران زندگیش روسپیگری رو بعنوان شغل انتخاب میکنه... تا اینکه به ناحق به جرم قتل به زندان میافته و محکوم به تبعید و کار با اعمال شاقه میشه.. طی اولین جلسه ی دادگاه یکی از ناظران همون پسریه که بهش تجاوز کرده! طی اتفاقاتی دگرگون میشه و پشیمون و سعی میکنه از نفوذش استفاده کنه تا رای دادگاه باطل بشه... 

حالا یه رمان دیگه رو دارم میخونم

یادم نیست زمانی که "بامداد خمار" اومد من چند ساله بودم دقیقا اما خواهرم که این کتاب و از دختر خالم گرفته بود نمیذاشت منم بخونمش..با اینحال بیشتر از نصفشو یواشکی خوندم..چیز زیادی ازش یادم نبود جز نجاری به اسم رحیم و دختری از خانواده ی اعیان که عاشق این رحیم میشه و آخرشم پشیمون میشه.. نمیدونم چی باعث شد کتاب و دانلود کنم و شروع کنم به خوندنش.. شاید به خاطر اینکه خیلی وقته یه رمان ایرانی نخوندم


اتاقم ب شدت نامرتبه و فرصت جمع و جور کردنشو ندارم 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۶ ، ۲۰:۲۲
سپیدار
جمعه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۱۶ ب.ظ

شیطان و دوشیزه

اینم کتاب شیطان و دوشیزه پریم


نویسنده : پائولو کوئیلو
و اما موضوعش که البته قبلا گقته بودم! 
نوعی نبرد خیر و شر در قالب داستانی در یک دهکده ی کوچک هست 
کشش خاص خودشو داره و فکر میکنم کنجکاوی لازم و برای کشیدن مخاطب تا پایان داستان داشته باشه
امیدوارم خوشتون بیاد و با تامل بخونیدش


پ.ن: دومین پست امروزمه! چقدر فعال شدم -_-

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۱۶
سپیدار
سه شنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۱۹ ب.ظ

یک روز طولانی

شیطان و دوشیزه پریم نوشته پائولو کوئیلو جنگ بین خوبی و بدی رو در قالب یک داستان به نمایش میذاره..داستانی که مثل یک تیغ دولبه است!

و حالا غرور و تعصب جین استین و میخونم.. قبلا چند سال پیش خونده بودمش البته اما به هر حال خوندن رمان همیشه شیرینه حتی تکراریش!


۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۱۹
سپیدار
جمعه, ۱۷ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۲۸ ب.ظ

ساندیتون

دیشب ساندیتون رو هم تموم کردم!
400 صفحه است و به نظر من 100 صفحه ی اولش ک به معرفی آدمها و مکانها و وضعیت میپردازه زیادی بود چون همه ی اینهارو میشد در سیر داستان هم جا داد.اما در عوض 150 صفحه آخر هیجان انگیز تر و سریعتر بود! اینقدری که من تا 12 بیدار بودم و این صفحات و خوندم!
این کتاب هم همون فضای عاطفی دوران گذشته در انگلستانه و مثل سایر کتابهای جین اوستین تو یه دهکده اتفاقات رخ میده
چیزی که منو بعنوان خواننده تا پایان داستان میکشه تنها عاطفی بودن بار داستان نیست بلکه سادگی و رعایت اخلاقیات واقعا جذابه تو داستان!
افراد احساساتشونو به هیچ وجه صراحتا و افراطی بروز نمیدن بلکه همه چیز در سایه ی ادب و اخلاق و غیر مستقیم گفته میشه!
شما تو کتابای جین هیچ وقت خواننده ی صحنه های معاشقه نخواهید بود! 
و این پایبندی به اخلاقیات تو داستانهای این نویسنده برای شخص من خیلی لذتبخشتره
درست برعکس رمانهای ایرانی که از اول هزار اتفاق و ماجرای تو در تو وجود داره ضمن اینکه اصلا درک نمیکنید در چه دوره ای از تاریخ نوشته شده!! روابط یا خیلی عاشقانه ی تخیلی و خشن حتی میشه یا هرزگی شدیدی قاطیش میشه! 
به هر حال این کتاب از کتاب قبلی به نظرم جذابتر بود اما همونطور ک قبلنم گفتم جین بیش از حد توصیف میکنه و من اغلب اون قسمتا رو ب سرعت رد میکنم و این از مزایای کتابه نسبت به فیلم!!
شخصیت درونی و روحیات شارلوت هم خیلی شبیه به خودم دیدم و یه جاهایی انگار داشتم خودمو از دیدگاه دیگران میدیدم و انتقاداتی میشنیدم و اینم برام خیلی جالب بود! 
ابتدای داستان خیلی ب کندی پیش میره اما از یه جایی ب بعد حقیقتا جذاب میشه
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۵ ، ۱۹:۲۸
سپیدار
شنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۱۳ ب.ظ

وسوسه ی جین

وسوسه یکی از کتابای " جین اوستین" بود که دیشب تمومش کروم

یه کتاب 320 صفحه ای با زمینه ی عاطفی و مربوط ادبیات کلاسیک هست

اگر این کتاب و میخواید بخونید باید حوصله ی زیادی داشته باشین چون نویسنده ریز به ریز همه چیز و توصیف کرده از جزئیات خونه و مکان محلی تا صحبتهای سیاسی و اقتصادی و اظهارنظرهای کم اهمیت افراد

سایر کتابایی که فیلمشون هم تولید شده رو وقتی میخوندم و فیلمهارو میدیدم سخت معتقد میشدم که کتاب از فیلم بسیار ارزشمندتر و شیرینتره و حقیقتا هم همینطور بود

اما این کتاب به نظرم اگه فیلم باشه خیلی جذاب تر میشه

شاید هم روحیات من خیلی عوض شده و مثل دوران نوجوانیم از خوندن رمانهای عاطفی اونقدرا متلذذ نمیشم!


به هر حال خوندنش خالی از لطف نیست


دانلود کتاب وسوسه اثر جین اوستین



۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۵ ، ۱۹:۱۳
سپیدار