خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

سپیدار درختی برگریز است که برگ‌هایش پیش از ریزش،رنگ طلائی روشن تا زرد به خود می‌گیرند
ریشه هایی بسیار قوی و نفوذگر دارند...
**********
سپیداری که به باران می پیچد
عاشق باران نیست
می خواهدمسیرآسمان راپیداکند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

جنگ نا برابر من با من

شنبه, ۴ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۴۵ ب.ظ

هنوز نمیدانم راندمت یا خودم رانده شدم؟؟!!

فقط میدانم تو بر سر قولت ماندی و من بر سر خواهشم نه!

وقتی نبودن آغاز میشود تازه معنی بودن را میفهمی

هرچند که گریزان شده باشی بارها

هرچند خسته ات کرده باشد

هرچند ...

فلسفه ی آنکه میخواهد و نمیماند چیست؟؟!!

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۰۴
سپیدار

نظرات (۱)

۰۴ مهر ۹۴ ، ۲۲:۱۷ محمد StigMatiZed
در جدال میان خود و دنیا
یاور دنیا باش

کافکا

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.