خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

سپیدار درختی برگریز است که برگ‌هایش پیش از ریزش،رنگ طلائی روشن تا زرد به خود می‌گیرند
ریشه هایی بسیار قوی و نفوذگر دارند...
**********
سپیداری که به باران می پیچد
عاشق باران نیست
می خواهدمسیرآسمان راپیداکند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۲۲ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

شنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۳۰ ب.ظ

تعطیلات-تی وی-حمایت

بخش اول:

خدایا ممنونم که هوامو داری

امروز صبح دلم نمیخواست برم سر کار چون میدونستم تا برگردم مامان برای باز کردن راه میره حیاط و تمیز میکنه..داشتم برنامه میریختم که دیرتر برم و راه رفت و آمد و تمیز کنم! که هس ام اس مدیر مبنی بر تعطیلی استخر رسید

اعتراف میکنم کمر درد شدم و با دو نوبت کار تونستم تمام حیاط و تمیز کنم چون کوچه به هر حال سهم بابا بود و میدونم از راه میرسید شروع میکرد..منم که دختر خووووب!! 

باز به این فکر بودم که فردا اون یکی استخر ممکنه تعطیل شه کاش قبل رفتن متوجه بشم ..که شاگردم اس زد گفت نمیتونه بیاد و بسی شاد تر شدم!

به این ترتیب فردا هم فیتیله!!


بخش دوم:

تی وی نمیبینم کلا! یعنی ناخواسته ممکنه ببینم یه چیزایی! برنامه هاییم ک در حال حاضر ازشون لذت میبرم کاملا اولی دورهمی مهران مدیریه که در حال حاضر بازپخشه قسمتای گذشته است و من اون موقع بیشترشو ندیدم! و دومی شکرستان عروسکی..اول عاشق پادشاهم با اون شکم گندش بعدشم اون پسره که دهنش خیلی بازه..صدای باحالی داره..مجریشونم خیلی بامزه است تو قسمت وزیر پاسخگو :))) وااای سرباز و یادم رفت یعنی هلاک حرف زدن سربازه ام :)))

گرچه که هیچ کدومم نمیدونم کی و کدوم شبکه نشون میده و همیشه اتفاقی دیدمشون

بریم سر اصل مطلب..

چند تا سریالی که جسته گریخته و بر اثر توفیق اجباری قسمتهاییشونو دیدم یه نکته ی جالب داشتن اونم اینکه تو همه شون ( از شخصیتای رزمنده و خیلی مومن و حاجی تا خانواده های روشنفکر) دختر و پسرایی هستن که دوست دختر یا دوست پسر دارن!! مرتب با هم قرار میذارن و کافی شاپ و رستوران و پارک و... هیچ کیم کاری به کارشون نداره و خانواده ها هم یا در جریانن که مخالفن یا کلا بی خبرن! ولی در هر دو صورت پدر مادرا بی منطق و قدیمی و خودخواه و بی فکر جلوه میکنن و حق با دختر و پسر داستانه که سخت شیفته ی هم شدن و آخرشم بهم میرسن و مثل قصه های سیندرلا با همه ی مشکلات کنار میان .چرا؟؟؟ فقط به دلیل اینکه عاشق همن!!

و البته بسیار هم تو فیلم با هم رومانتیکن!

یه موردشم ک فک کنم تموم شد، پسره 19 ساله عاشق یه دختر 24ساله اس ک قبلا ازدواج کرده و ب خاطر اعتیاد همسرش جدا شده و ی بچه ام داره!! و در نهایت پدر که از حاجیای زمان جنگه بسیار روشنفکر و منطقی با جریان کنار میاد!!!!

فقط یه مشت خزعبلاته که تو فیلمای ایرانی به خورد ملت میدن!!!

اگه این کارا بده چرا تو تی وی همه همینجوری دوست جنس مخالف دارن؟؟؟ اگرم بد نیست چرا تو شهر راه میافتن اینا رو میگیرن (بعضیارو البته)؟؟؟؟

متاسفم برای مغزایی که پای نوشتن این داستانا به کار افتادن!!

به نظرم نذارین بچه هاتون این فیلمای ایرانی رو ببین که پر از بد آموزیه!

فیلمای خارجی حداقل نکته ی مثبتش اینه که بر اساس فرهنگ و منش اون کشور ساخته شده! 


بخش سوم:

چطور از تولیدات داخلی حمایت کنیم وقتی نمیدونیم کدوم جنس ایرانیه و کدوم خارجی؟؟؟ حداقل کار در این زمینه اینه که فروشگاه های جنسهای ایرانی رو بهمراه برندهای ایرانی معرفی و تبلیغ کنید!!

الان من یه شلوار لازم دارم که چند هفته پیش دیدمش و دقیقا طرح ،رنگ ،جنس و مدل مورد نظرم بود اما چون رو اتیکتش نوشته بود Made in china نخریدمش

حالا از کجا یه شلوار ایرانی با همون مشخصات پیدا کنم؟؟؟ اصلا از کجا بدونم ایرانیه یا نه؟؟؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۳۰
سپیدار
شنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ۰۵:۴۵ ق.ظ

برف قدیمی

نیم متر برف اومده و هنوزم داره میباره

من نمیدونم چرا این مدیر نادان مجموعه ، استخر و تعطیل نمیکنه؟؟؟؟ 

دلم میخواد ببینم امروز تو این وضعیت کیا پا میشن میان؟؟؟

البته که آدمهای خجسته کم نداریم اینجا!

فردا هم اون یکی استخر شاگرد خصوصی دارم که جلسه ی پیش به خاطر این تبخال ذلیل مرده تعطیل کردم حالا احتمال غریب به یقین میدم فردا اونجا تعطیل باشه! 

عجب اوضاعی شد

البته خدارو شکر! تلافی تمام بارشهایی ک از پاییز تا حالا باید اتفاق میافتاد دراومد!

همچین برفیم سالهاست که تو مشهد بی سابقه بوده!

پری روز صبح هوا به شدت بهاری!! بعد نم نم بارون و بعدش تند شد و عصریم تگرگ خفنی اودم و تا دیروز صبح یکسره ادامه داشت اونم با شدت و بعدم مبدل ب برف شد و هنوزم داره مارو شرمنده میکنه

موضوع ناراحت کننده تنبلی مردم محل یا بهتره بگم مردای محله!!

بچه که بودیم هر موقع برف میومد روز بعد تمام مردا اول حیاطا رو تمیز میکردن و بعدم از تو کوچه همدیگه رو صدا میزدن و با شوخی و خنده تمام کوچه رو تمیز میکردن

البته ک اون موقع همه ی خونه ها یک طبقه بود و آفتاب هم مجال تابیدن و آب کردن برفارو داشت

ولی حالا با این ساختمونای چند طبقه و بی قواره که شهرداری مفت خور با گرفتن پول مجوز ساختشونو داده هم آفتاب نمیتابه هم اصولا مستاجرین در شان خودشون نمیدونن جلوی درو تمیز کنن!! یعنی چون مستاجرن به اونا ربطی نداره!!

و اینطوریه که برفا وسط کوچه میمونه و یخ میزنه و رفت و آمد بسیار سخت میشه

مردم مردای قدیم...


پ.ن

بالاخره مسئولین تعطیل کردن  😆

اینم حیاط ما هم اکنون


خدا کنه فردا هم تعطیل باشه اون یکی استخر بلکه تا 3شنبه بتونم قرقی عزیزمو از زیر خروارها برف در بیارم


ضمنا حیاط یکبار 4ساعت پیش تمیز شده قسمت ورودیش وگرنه الان لاستیکای میشن هم دیده نمیشدن

جهت درک عمق فاجعه عرض کردم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۰۵:۴۵
سپیدار
جمعه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۵:۵۷ ق.ظ

تکرار تاریخ

وقتی کتابهای پیرامون حادثه عاشورا رو میخونید مهم ترین نکته ای که دیده میشه در همه شون بی بصیرتی مردم و عدم شناختشون از امام (ع) و در نتیجه ساده لوحیشون هست
کتابهایی مثل "لهوف" که از عاشورا به بعد رو به تصویر میکشه یا "نامیرا" که جریانات قبل از واقعه عاشوراست
حماقت افراد چه عوام و چه خواص، حرص و طمع دنیا، راحت طلبی، تفسیر به رای کردن دین و آیات قرآن و ظاهر بینی عواملی هستند که باعث هلاکت انسان میشن
گذشته از اینها وقتی این کتابهارو میخونید ناخواسته توی ذهنتون مقایسه ای با حال حاضر هم انجام میدین و میبینید که همین الان و در همین زمانی که اکثریت جامعه ما ادعای فهمیدگی دارن و مدارج علمی رو طی کردن چقدر شباهت هست بین بعضی افکار و رفتارهای حالا و اون زمان و مکان خاص!!
زمانی که دولتمردان و مسئولین امر چنان در رفاه زدگی غرق شدن که به جای حل مشکلات کشور و مردم، تهدید و تمسخر میکنند!! به این فکر میافتی که اصلا ما انتخابات ریاست جمهوری رو هر 4سال یکبار انجام میدیم تا فردی رو انتخاب کنیم برای اینکه تا هفت نسل بعدش به لحاظ ثروت و قدرت تامین بشن!! و تا جایی که میتونن به غارت کشور پرداخته و به فقر و بیکاری و جرم و جنایت بیش از پیش دامن بزنن!!
البته که خداوند میفرمایند " ما سرنوشت هیچ ملتی رو تغییر نمیدیم مگر اینکه خودشون تغییر بدن" و اینجاست که باید یادمون بیاد از ماست که بر ماست چراکه نتیجه ی تصمیم جمعی ما بر روی کرسی های مهم مینشینند!
وقتی دولتمردان چنان گوششون پر شده و بی خیال شدند که در مقابل اعتراض و سوال مردم از حربه ی تهدید و زندان و ارائه ی طرح های سرکوبی ملت به مجلس استفاده میکنند!!!! نباید تعجب کرد که در مقابل سخنان بی پرده ی رهبری هم خودشونو به کری برنن!
بنده از این نوشته نقصد حمایت از هیچ گروه و حزبی رو دارم " که تجربه نشون داده سرو ته یه کرباسن" و نه کوبیدن گروه دیگه و در میون تمام سیاسیون تنها شخصی رو که 100% قبول دارم و اافتخار هم میکنم به این موضوع، شخص رهبریه.
و حالا زمانیه که دولتمردان ما در جهت تحقیر و تضعیف ملت و کشور ما از هیچ چیز فروگذار نکردند..شعارهای زیبایی که تنها برای فریب مردم استفاده شدن امروز همگی در واقعیت شکست خوردند ولی جنابان همچنان با پررویی کامل همون حرفهارو تکرار و از نواضع قبلی و فعلی به نیکی یاد میکنند
برجامی که مثل یک بادکنک بزرگش کردن حالا ترکیده و تنها فرجامش وابستگی بیشتر ما، واردات بیشتر به خصوص هواپیمایی که هنوز شروع به کار نکرده زمینگیر شد!!! و چقدر اون عکسهای یادگاری شرم آور بود.. بتن ریزی راکتور اراک و زیر پا گذاشتن خون شهیدان هسته ای، فلج شدن تولیدات و اقتصاد داخلی ، ادامه و حتی افزایش تحریمها، تحقیر کشورمون با برگزاری مراسم رسمی در منزل سفیر!!!! کم شدن اعتبار پاسپورت، توهین و تهدید بیش از پیش و ... شد
وقتی رهبر اینقدر با صراحت سوال میکنند که " دولتمردان برای بیکاری و تورم چه کردند؟؟؟؟؟؟ " وقتی میگن مردم رو دو دسته نکنید و اختلاف داخلی رو دامن نزنید و همراه دشمن نشید...و خیلی از صحبتهای دیگه ی اخیرشون که حتما دیدید یا در فضاهای مجازی شنیدید یعنی اینکه غیر از اتهامات وارده به آقایان، مردم باید چشمهاشونو باز کنن!! باید ببینن نتیجه ی انتخابشون چی بوده و دنبال چه چیزهایی باید باشن که به طور واقعی مفید و موثر در سرنوشت خود و مملکتشون باشه نه فقط با حرفهای خوش رنگ و لعاب
برای دیدن و برپایی واقعیت چشم و گوشموتو باز کنیم و از حق دفاع کنیم نه از منافع شخصیمون!!!!
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۰۵:۵۷
سپیدار
چهارشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۵۸ ب.ظ

یک روز ناتمام

امروز ازون روزای مزخرفی بود که به سختی شروع شد و دیرم تموم شد

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۵۸
سپیدار
سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۰۳ ب.ظ

طرح های ضربتی

میتونم به دوستی و رفاقتم ادامه بدم تا وقتی که

۱- احترام بینمون محفوظ باشه

۲- حس نکنم طرفم قصد سو استفاده از دوستیمون و تحمیل شراط یا کارهایی رو بهم داشته باشه (در واقه متحمل ضربه ای نشم )

اگر این دو شرط رعایت بشه از هیچ چیزی فروگذار نمیکنم! 

ولی خدا نکنه اون آدم کارهایی بکنه که از چشمم بیافته!! در موارد خیلی حاد ترکش میکنم و در مراتب پایینتر کاملا روابطمو باهاش محدود میکنم و خیلی راحت میپیچونمش!!

رودرواسی بدترین شکل ظلم به خوده که بیشتر هم بین دوستها اتفاق میافته تا غریبه ها!!


طی یک حرکت جهشی قصد دارم تمام پارچه های مونده از این و اونو بهشون برگردونم!! اولین قدم در جهت حرفی ک زدم مبنی بر اینکه دیگه به هیچ عنوان سفارش از کسی قبول نکنم و به جاش به مامی عزیزم بیشتر برسم


وقتی از 7:30 صبح میری تو آب تا 12:40 دقیقه!!! بعدش انگار تمام سلولای بدنت اب اضافه دارن -_-  بعدش گلاب به روتون 10 بار باید بری تخلیه


خیلی کم ازمون سو استفاده میشه تو این شغل؟؟؟ بعنوان یک شغل ک تعریف نشده در قانون کار!!! هیچ جایی نیست ک به دادمون برسه مثلا!! قوانین من درآوردی و سلیقه ای....حالا آپشن جدیدشون که امروز اعلام شد ناجی افتخاری بود!!!!!!!!! ینی چی؟؟؟؟؟؟؟ 

برگه دادن ک هرکی خواست پر کنه بعد هر جا لازم داشتن طرف خودشو هرطور شده برسونه!!! رایگان!!!!


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۰۳
سپیدار
سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۲:۱۸ ب.ظ

قاطی پاتی های بهم بافته

دومین روز آمادگی هم گذشت و رکورد آدمک و 25متر زیر آبی هم دادیم رفت.راااااااحت شدییمممم!! آدمک و زدم 1:33 !!! زیر 2 دقیقه بود .فکر نمیکردم اینقدر خوب زده باشم فقط اونی ک قرار بود بکشمش بیرون از آب خیلی تپلی بود و منم هول شدم یکم بد آوردمش! 

مهم اینه که تموم شد و راحت شدیم تا سال بعد

فردا روز آخر سی پی آر و بک بورد و حملای کم عمق بعدشم باید سریع حاضر شیم بریم استخر سر شیفت

شاگردم همچنان خیلی سفته اما تلاشش خوبه انصافا ولی بعید میدونم تو 5جلسه راه بیافته!

دیشب جر جر بارون و میشنیدم و تا صبح خواب میدیدم کلی برف و بارون اومده و قراره بهش بگم نیاد...

پارسال یه روز خواب موندم تو امادگیا و یکی دو دقیقه دیر رسیدم سر آب...امروزم یکم دیر راه افتادم بعدشم از هولم یه چهار راه زودتر پیچیدم ک ناچار شدم دور بزنم و اینجوری 2تا چراع اضافه وایسادم! آخرین لحظه رسیدم و فهمیدم درارو تازه باز کررن و همه تازه اومدن داخل..چه استرسی !!

شاگرد دیگم ک استخر خودمونه خیلی ازش خوشم نمیاد ب دلایلی..کلا دلنشین نیست!! دیروزم ولنتاین و بهم تبریک گفت :| :| :| :|

بعدم هی میپرسید کادو چی گرفتین !؟!؟ :| :| :|

ولنتاین چیه آخه؟؟؟ من نمیدونم این لوس بازیا یعنی چی اصلا؟؟؟ روزیه ک میری بیرون عصر ب بعد هرکی یه قلب دستشه و تو کافی شاپا میشینن دختر پسرای گنده خرس بهم میدن :/ 

بعضیام با افتخار تعداد کادوهایی ک از افراد مختلف گرفتن و میشمارن!!!!

قول میدم دیگه سفارش خیاطی از هیچ کسی نگیرم.خدایا کمکم کن رو قولم بمونم که دیگه اینجوری هم خودمو عذاب ندم هم مامی تو کارای خونه تنها نمونه

میتونستم امسال قبل عید خوبی داشته باشم با کمترین دغدغه

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۱۸
سپیدار
يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۲:۱۳ ب.ظ

پاسخ تبلیغات

بالاخره تبلیغاتم جواب داد

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۱۳
سپیدار
شنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۰۶ ب.ظ

بازم سوتی :/

چرا گاهی وقتا آدم تو یه کار ساده سوتی میده؟؟؟؟

اینترنت از دیروز ظهر قطع بوده تا الان ک زنگ زدم شرکت بعد از پرسیدن شماره و مارک مودم و اینا گفت کابلا وصلن؟ که من چشمم افتاد به سیم مودم که از پریز تلفن خارج شده :|  :|  :|

واسه اینکه ضایع نشم نگفتم اینو !!قطعم نکردم ولی همینطور سلسله وار تعدادی سوتی ارائه دادم ک دیدم قطع کنم بهتره -_-

خدایا آخه چرا؟!؟!؟!

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۰۶
سپیدار
پنجشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۲۰ ب.ظ

فاتحه خوانی

بعد از قرائت فاتحه برای دو پدربزرگم که سالگردشون طی همین دو سه روزه و عمه ی عزیزم که تا سالگردش خیلی مونده ولی هر روز ب یادشم :( تشریف ببرید ادامه مطلب

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۲۰
سپیدار
سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۴۰ ب.ظ

غرغرو

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۴۰
سپیدار
يكشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۵۶ ب.ظ

بوس یخچالی

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۵۶
سپیدار
شنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۴۳ ب.ظ

چرت آبکی

امروز ازون روزای فوق خلوت بود

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۱۶ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۴۳
سپیدار
جمعه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۳۱ ب.ظ

سکانس عاشقانه

با شنیدن اسم حسن جوهرچی خیلیا (دهه شصت و ماقبل) یاد سریال در پناه تو می افتن

حسن جوهرچی در نقش محمد و نقش مقابلش لعیا زنگنه..عاشقی که انسانیت نشون داد و در مقابل خواستگار متمول عقب نشینی کرد و البته در نهایت هم به همسر مورد علاقش (لعیا زنگنه) رسید هم یه فرزند دختر 5-6ساله!

شیوه ی خاص صدا زدن ثریا قاسمی، مادر محمد هنوز یادمه و اون موقع خیلیا ازین شیوه صدا زدن بدشون میومد.." محمدمممم "!!

برای دیدن اون فیلم با اون مضمون کم سن و سال بودم شاید به خاطر همین چندان خوشم نمیومد از اطواراشون و یادمه همیشه دلم میخواست آخر فیلما شخصیت اصلی بمیره و هیچ کی به عشقش نرسه!! خودمم نمیدونم این بیماری از کجا نشات گرفته بود اما تا همین چند سال اخیر همچنان بر همین علاقه بودم!!

اون زمان شنیدیم بخشهایی از این سریال عاشقانه سانسور شد !!! اینکه واقعی بود یا نه؟! و اگه بود دقیقا به چه دلیل؟! همچنان در هاله هایی از ابهام هست..

اما هرچی که بود مثل خیلی از فیلمها و سریالهای اون زمان اخلاقیات و احترام به بزرگترها و اهمیت کانون خانواده در بالاترین درجه بود و باید بگم مثل فیلمای امروز از انواع بدآموزی از طرز صحبت غیر محترمانه با پدر مادر تا روشهای کشف و مصرف مواد مخدر کاملا به دور بود

حسن جوهرچی رو آخرین بار تو یکی ازین برنامه های زنده ی تلویزیونی دیدم که یادم نیست کدوم بود 

یادم نمیاد فیلمای بیخود یا نقشهای منفی داشته باشه..به هر حال تا مدتها در نقش عاشق پیشه ها بود و بعدم فیلمای جنگی یا تاریخی

هرکی که بود پیمانه ی عمرش خیلی زود به پایان رسید و مثل سایر هنرمندان و هنرپیشه ها کسی از دوران بیماریش و دلیل غیبتش باخبر نشد تا اینکه در سکوت رفت

خدا رحمتش کنه

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۱۵ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۳۱
سپیدار
پنجشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۴۷ ب.ظ

چه خبر؟؟ برف اومده تا کمر :))

دیشب قبل از خواب و بهتره بگم بعد از رسیدن به خونه دیگه اصلا حیاط و نگاه نکردم

ساعت 12 بود و من مشغول خوندن کتاب که دیدم صدای نسبتا عجیبی از بیرون میاد!!

اولش خیلی کم بود و توجه نکردم بعد ناگهان زیاد شد و پیوسته

درست مثل صدای ریزش برف از روی سقف آردوازی که روی بهارخواب نصب شده!!

در حالیکه بلند میشدم تا به سمت پنجره برم و ببینم بیرون دقیقا چه خبره با خودم فکر میکردم برف که قطعا نیومده اونم اینهمه که بخواد از روی سقف بریزه پس صدای چی میتونه باشه ؟؟!! 😨

و پرده رو که کنار زدم حقیقتا از دیدن اونهمه برف شوکه شدم 😮

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۴۷
سپیدار
دوشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۵، ۰۵:۵۳ ب.ظ

زور گیری به سبک مشهدی!!

در زرنگ بودن و تیز بودن جماعت مشهدی هیچ شکی نیست!
ولی طی چند سال اخیر آپشن جدیدی بهشون اضافه شده در جهت بقای نسل، افزایش نسل ، افزایش آمار ازدواج و اختلاط نسلشون با دیگر اقوام ایرانی! (البته فعلا ایرانی ولی هیچ بعید نیست با اقوام خارج از ایران و حتی خارج از آسیا هم پیوند بر قرار کنن)
در واقع راهی برای صادرات مشهدی به همه جا!!
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۵ ، ۱۷:۵۳
سپیدار
شنبه, ۹ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۰۷ ب.ظ

خواب گریزان

مثل یک عدد بیغوش دارم تایپ میکنم :|


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۰۷
سپیدار
پنجشنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۵۰ ب.ظ

مشهد گردی

این پست به پیشنهاد یک دوست نگارش شده خوشحال میشم از نظرات و راهنمایی های عزیزان همشهری هم بهره مند بشم و به مهمانان عزیزمون کمکی کرده باشیم

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۵۰
سپیدار
پنجشنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۳۰ ق.ظ

لقمه ای آتش

حرام خواری مفهومیه که متاسفانه تقریبا اون معنا و اهمیت خاص خودشو از دست داده و با توجیهات رنگارنگی روش درپوش گذاشته میشه

از معنای فقهی و دینی و شرعیش که بگذریم میشه از این جنبه بهش نگاه کرد به هر حال دزدی و تصرف در مال دیگران و کم فروشی و ... در هیچ دین و آیینی مورد قبول نیست اگر به هیچ دینی هم قائل نباشیم به لحاظ انسانیت هم نمیشه پذیرفت که ما چون پولمون کمه و کسی دیگه حقمونو نداده میتونیم در حق دیگری اجحاف کنیم

و این روند متاسفانه و بدبختانه به طرز شدید و عادی بین هر قشر و گروهی از مردم با هر شغل و میزان درآمدی نفوذ کرده غافل از اینکه اون مال دزدی و غیر حلال، مال حلال رو هم خاکستر میکنه و هیچ برکتی نداره!

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۳۰
سپیدار
دوشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۵:۲۴ ب.ظ

ویژه آقایان

هیچ دلم نمیخواد بعضی رفتارها رو به روی خودم بیارم! با این فکر که شاید بالاخره طرفم متوجه بشه خودش!!!

اما متاسفانه وقتی سکوت میکنی یا کوتاه و مختصر جواب میدی برای عده ای کاملا عکس عمل میکنه و به جای پا پس کشیدن پارو از گلیمشون بیشتر دراز میکنند!!!

آقایون محترم!! خانمهایی که نمیشناسیدشون توی فضای مجازی همونقدر غریبه و ناشناس و نامحرم (هرچی که اسمشو میذارید) هستند که در فضای واقعی !!!

طوری با این خانمها صحبت و رفتار کنید که اگر مرد دیگه ای به همون شکل با خواهر و مادر و همسر خودتون صحبت کرد به رگ غیرتتون برنخوره!!

وقتی خانمی کمی در برابرتون کوتاه اومد و ادب به خرج داد الزاما به این معنی نیست که از شما یا رفتارتون خوشش اومده.لطفا مخاطبتونو بشناسید!!! اگر عده ای از خانمها به شما اجازه ی جسارت و ورود به حریم خصوصیشون و میدن تصور نکنید که همه باید در برابر شما اینطور باشند!!

اگر قصد دارید خودتونو تخلیه عاطفی و غیره کنید کیس های زیادی هستن و خودتونم قطعا بهتر میدونید از کجا باید پیداشون کنید

بنده همینجا صراحتا اعلام میکنم با هیییچ کدوم از آقایون نه هیچ رابطه عاطفی دارم و نه میخوام داشته باشم!!! اگر شغل من برای عده ای خیلی زیادی مهیجه و باعث مشکلاتی براشون میشه و هنوز توان درک این موضوع رو ندارن که به یک خانوم تو هر شغل و موقعیتی و علی الخصوص ورزشکار تنها از یک بعد!!!! نگاه نکنند بهتره هرچه زودتر به یک روان درمانگر مراجعه کنند!! ضمن اینکه اگر زحمتشونم از اینجا کم کنند باعث خوشحالی بنده میشن و ازین لحظه به بعد هیچ تمایلی برای خوندن اظهار نظرات وقیحانه یا حتی تعریف و تمجیدهاشون ندارم

یاد بگیرید که لطفا "مرد "باشید نه صرفا یک " نر" 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۵ ، ۱۷:۲۴
سپیدار
يكشنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۱۲ ب.ظ

زمانی برای فشردن

امروز ازون روزایی بود که تموم نمیشد

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۱۲
سپیدار
شنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۵۷ ب.ظ

حمام عمومی!

جریان آتش سوزی تهران اینقدر غم انگیز و ناراحت کننده است که نمیشه فراموشش کرد و با یک روز عزای عمومی به خاک سپردش!
عزای عمومی رو برای مسئولین بی کفایتی باید اعلام کرد که با زد و بند و رابطه و ضابطه جون آدمارو به بازی میگیرن

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۵۷
سپیدار
جمعه, ۱ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۰۸ ب.ظ

پیشگو

گفته بود یه اتفاقی تو تهران میافته که خیلی سر و صدا میکنه و خیلی اتفاق بدیه!!

عده ی زیادی درگیرش میشن...

من یادم نبود 

مامان سر سفره در حالی که به تصاویر اخبار از تلویزیون نگاه میکردم یادآور ی کرد

هنوزم مطمئنم نباید باهاش حرف میزدم

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۰۱ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۰۸
سپیدار