خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

سپیدار درختی برگریز است که برگ‌هایش پیش از ریزش،رنگ طلائی روشن تا زرد به خود می‌گیرند
ریشه هایی بسیار قوی و نفوذگر دارند...
**********
سپیداری که به باران می پیچد
عاشق باران نیست
می خواهدمسیرآسمان راپیداکند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
جمعه, ۹ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۹ ب.ظ

کاپ قهرمانی

امروز باید کاپ وقت به بطالت گذروندن رو به من بدن

صبح میخواستم جایی برم که باید حداقل ۸ میرفتم دیگه ولی دیشب تا ۲ خوابم نبرد! این بود که صبح نتونستم پاشم

** گوشی و نتمم از ساعت ۱۰:۳۰ قطع کرده بودم

وقتیم ساعت ۹ بلند شدم دیدم انگار از مسابقه بوکس برگشته باشم که قطعا توش حسابیم کتک خوردم! 

نتیجه ی اینکه بعد از یکماه،دیروز رفتم باشگاه

امروز حوصله ی هیچ غلطی رو نداشتم

رفتم خیاطی کنم حسش نیومد اومدم بالا.. نشیتم پای بازی مورد علاقم (پازل) خسته شدم.. نقاشی خواستم بکنم به یاد کودکی.. اصصصصلا حسش نیومد!! 

یه فیگور برای طراحی لباس کشیدم و رنگشم کردم و بعدم پاره تو آشغالا

به شدت حوصلم سر رفت و هیچ کاریم نکردم...


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۰۹
سپیدار

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.