خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

سپیدار درختی برگریز است که برگ‌هایش پیش از ریزش،رنگ طلائی روشن تا زرد به خود می‌گیرند
ریشه هایی بسیار قوی و نفوذگر دارند...
**********
سپیداری که به باران می پیچد
عاشق باران نیست
می خواهدمسیرآسمان راپیداکند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
پنجشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۵۵ ب.ظ

داد زن

ساعت ۸ ترم سه.. ۲۰ نفر که دو سه تاشونو برگردوندم ترم دو و ۳ نفرم فرستادم ساعت بعد با یه مربی دیگه... ساعت شلوغیه


بدتر ازون سانس ۹:۳۰ که یه عالم بچه ریزه تو آبن و همه ام ترم یک. اینقدر داد میزنم گلوم میسوزه دیگه..اصلا صدا به صدا نمیرسه تو اون شلوغی... همش نگرانم مخصوصا با این دو تا خبر غریقی که تو ماه رمضون شنیدم مخصوصا اون بچه ۸ ساله که تو کلاس آموزشی غرق شد و مرد..کلاسا که تموم میشه جور اون مربیای ناشیم باید بکشیم..یکی یکی بچه هاشونو از اب میفرستم بیرون..البته کم کاری سرناجیم هست که توجیهشون نمیکنه!

ساعت ۳ دوتا خصوصی .یکیشون وااای اصلا لحظه ای آروم و قرار نداره خیلیم چاقه

ساعت ۵ تا ۶:۳۰ هم نیمه خصوصی که دوتا بودن ولی شنبه میشن چهارتا

بچه های این دوره زمونه از بس لوس و خنگن و نازنازی ادم رغبت نمیکنه بره سر کلاساشون

ننه هاشونم (خصوصیا) میان تفریحی مثلا تو آب و تمام مدت زل میزنن بهت ببینن چیکار میکنی!

تازه کلیم فیس فیس و پیس پیس که مواظب باشین زده نشه از آب!

کی گفته بچه های الان باهوشترن؟؟؟ والا فقط فضول تر و پررو ترن وگرنه باهوشی تو اینا ندیدم!

دوست جان مامانش بیمارستاته صبح ساعت ۷ که برای کلاس ایروبیکم گوشیم زنگ زد از حالت پرواز خارجش کردن دیدم چقدر اس ام اس!! میخواست به جاش برم که همونجا زنگ زد و قبول کردم و رفتم.. در بدو ورودمم یه سوسک بزرگ تو اتاق ناجیا کشتم! 

بعدش رفتم بیمه قرقی عزیزمو دادم و بعدش تعویص روغن همیشگی بسته بود! یارو گفت پول نیست برا همین کار نمیکنن!! 

بعدم لباسی که دوستم پارچش و ۴سال پیش داده بود و منم یکسال پیش دوختم و بالاخره بردم دن در خونه مامانش تحویل دادم

و اما اون دوستم ک اون روز پیچوندمش!

گفت من گفتم ۱۲ به بعد میام و ۴تا شاگردمو کنسل کردم و عصبانی شدم رفتم خونه و.... منم خیلی ریلکس.. فهمیدم که کلا نقشه داشته رو سر من خراب شه! حالام برنامه ریخته برا سه شنبه ی بعدی!

خب اون موقع ام یه جوری میپیچونمش چون فهمیدم که فقط سه شتبه ها میتونه بیاد :-)

ولی از من به شما نصیحت اگر یه جایی خواستین برین دوبار دیدین جور نشد رفتنتون دیگه بیخیال شین! چون صاحبخونه نمیخواد!

آخرین باری ک این بشر اومد خونه مون فک میکنم یکی دو روز بعد تولدم بود تو ماه آبان گذشته که با چند تا دیگه اومدن برام تولد گرفتن و چنان سر و صدایی کردن یهو که مامانم از بالا اس ام اس داد چند نفرین؟؟؟ چون بقیه یواشکی اومده بودن!!

و بعد ازون هر وقت خواسته بیاد نشده ...

مهمونی که رفت و آمدش طولانی نباشه و با برنامه باشه عیب نداره و ازینا که میان دیگه تلپ میشن تمام روزتو به گند میکشن بدم میاد

ولی حیف شد امروز کلاسمو نرفتم. به مربیم بسیار عشق میورزم :-}

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۱۵
سپیدار

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.