خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

سپیدار درختی برگریز است که برگ‌هایش پیش از ریزش،رنگ طلائی روشن تا زرد به خود می‌گیرند
ریشه هایی بسیار قوی و نفوذگر دارند...
**********
سپیداری که به باران می پیچد
عاشق باران نیست
می خواهدمسیرآسمان راپیداکند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
يكشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۶، ۰۴:۱۰ ب.ظ

ظلم پایدار

دیروز مدرسه شنا تعداد خیلی کم بود و دیگه ماها کلاس نداشتیم و اومدیم خونه
امروز صبحم اصلا دل و دماغ باشگاه و نداشتم به خصوص که بعدشم میخواستم برم استخر تمرین کنم و تا زمان حاضر شدن کلی فکر به سرم زد..یکیش این که ساعت آخر و وایسم شنا کنم حالا که کلاس ندارم!
البته یه سانس دیگم شاید فرصت کنم برا اینکار چون شاگرد خصوصیم که خانوم پیری هست احتمالا نتونه مدتی بیاد حالا دقیقا چقدرشو نمیدونم!؟
باشگاه که رفتم دیدم همچنان همون دنبل و دیمبول قبل سرجاشه. با خودم گفته بودم اگر محرمم مث قبل باشه نمیرم که رفتم دیدم به همون شادمانیه!
به مربیم گفتم تمرین دارم و خیلی خسته میشم (که این واقعیته) و تا آزمونم نمیام .آزمونمم که آخر آبانه
الان دلم میخواد صبا برم پیاده روی لااقل دو روز در هفته. هوا واقعا عالیه
بعلاوه که من یه کار تکراری رو برای مدتی طولانی نمیتونم انجام بدم و خسته میشم ازش
امروز خیلی شنا کردم و بعد از 400 متر اول سردرد شدم
الانم خیلی خستم ولی خوابم نبرد..

برای استخر و برنامه هاش خیلی تبلیغات کردم و قصد داشتم ادامه بدم ولی وقتی دیدم مدیر میفرمایند ( چرا ما خودمونو بکشیم ما که حقوقمون سرجاشه!!! " البته این مای دوم منظورش خودش بود" ) منم گفتم بی خیال..خلایق هرچه لایق..بذار تعطیل شه اصلا ساعتا کم شه به درک

بدبختی عمیق ما آدما ازونجایی شروع میشه که باورمون میشه ما خیلی خوبیم و کاری که میکنیم حتما درسته!!
هر وقت تو زندگیتون به این نقطه رسیدین مطمئن باشین با سر افتادین تو چاه ویل
دیروزم یه خانومی که فکر میکنن خیلی خوبن!! سعی داشتن بین دو نفر صلح برقرار کنن! این دو نفر یکیشون یه آدم مظلوم و بی صدا بود که حقش به شدت توسط نفر دوم (که البته نماینده ی شخص اصلی بود) خورده شده بود! یه آدم فوق العاده محتاج و در عین حال محجوب که هیچ وقت از کسی تقاضا نمیکنه حتی در مورد حق خودش! حالا به هر شکلی طرف شکایت کرده بود و در حال پیگیری قانونی حق و حقوقاتشه و طرف دوم که فوق العاده ثروتمند و خیلیم عوضی هست تا قبل از این از هیچ توهین و تحقیری فروگذار نکرد اما حالا یهو به خودش افتاده!
اصل و اساس این صلح کلا غلط و به نظر من حتی شراکت تو گناه اون آدمای ظالمه! و حالا اون خانوم خوب!! یه حدیث آورد که چقدر صلح برقرار کردن بین دو نفر ثواب داره!!!!!
خب عزیز من اون دو نفر کیا باشن؟؟؟؟ اگر این آدم مظلوم بیاد شکایتشو پس بگیره و هیچیم گیرش نیاد و باز کلیم توهین بشنوه واقعا ارزششو داره؟؟؟
فقط یه سر سوزن عقل لازمه تا آدم بفهمه هر حرفی و هر کاری یه جایگاهی داره!! چرا باید جای اینکه دست یه ستمدیده رو بگیری به زور وادارش کنی از حقش کوتاه بیاد؟؟!!!
به هر حال طرف اول که قبول نکرده بود خوشبختانه و منم بهش گفتم به هیچ عنوان کوتاه نیا! مطمئن باش به محض اینکه عقب نشینی کنی باز همون آش و همون کاسه اس
این خانوم خووب!!! همون کسیه که وقتی پسر جوون همین آدم مظلوم تو حمام زیر زمین اون آدم ظالم، به خاطر سهل انگاری و بی توجهی به مسائل ایمنی خفه شد و مرد هی گفت... قسمتش بوده!! تقدیرش بوده. کسی با اجل نمیتونه مقابله کنه.. شکایت نداره دیگه!!!
و اینجاست که باید گفت انسانها هر چقدر حماقتشون بیشتر باشه به همون میزانم خودشون و عاقل تر و با شعورتر و بهتر میدونن!!!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۰۲
سپیدار

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.