خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

داستان سپیداری که قد میکشد

خود ناشناخته ی من

سپیدار درختی برگریز است که برگ‌هایش پیش از ریزش،رنگ طلائی روشن تا زرد به خود می‌گیرند
ریشه هایی بسیار قوی و نفوذگر دارند...
**********
سپیداری که به باران می پیچد
عاشق باران نیست
می خواهدمسیرآسمان راپیداکند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
دوشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۷، ۱۲:۴۰ ب.ظ

تنهایی ناب

بعضی وقتا هی میدوی و میدوی به اطرافتم هیچ توجهی نداری

یهو خسته میشی می ایستی...دنبال یکی میگردی که بعد اینهمه دوندگی بتونی یکم تفریح کنی و خستگی تو بگیری.. تازه اونجا میفهمی هیچ کس نیست و اگر تمام مدت سرت تو کار بوده یه دلیل بزرگش همین بوده.. 

حالا بین این کسی نبودنها من یک تنهایی واقعی رو ترجیح میدم.. خودم باشم و خودم .. جایی که کسی خلوتم و بهم نزنه... تنهایی یه وقتایی خیلی خوبه.. فرصتیه که با خودت حساب و کتاب کنی چند چندی.. وقتیم دلخور و دلگیر و بی حوصله ای کسی نمیبینتت

خدایا شکرت

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۲۵
سپیدار

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.